محمد الريشهري

29

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى )

زيارتى از سرچشمهء صافِ برآمده از چشمهء وحى و الهام ، صادر شده است و آواز مىدهد كه از زبان صاحبانِ اسرار دين و دژهاى مردمان ، بيرون آمده است . پس اين ( زيارت ) ، به حقيقت فراتر از كلام مخلوق ، و فروتر از كلام خالق است . علّامه ميرزا ابو الحسن شَعرانى نيز - كه از كارشناسان بزرگ معارف قرآن و حديث است - ، در اين باره مىگويد : زيارت جامعه ، معانىاى را در برگرفته كه بسيار دور تر از آن است كه بر ذهنِ راويان حديث بگذرد . . . و ظنّ برآمده به صدور اين حديث از اهل عصمت ، قوىتر از استناد صحيح است . « 1 » بر اين اساس ، متن فاخر و عميق « زيارت جامعه » - كه از نگاه كارشناسان بزرگ حديث ، با قرآن و ساير احاديث اهل بيت عليهم السلام هماهنگىِ كامل دارد - ، خود ، شاهدى بر صدور آن از امام هادى عليه السلام است . قرائن مؤيّد اعتبار « زيارت جامعه » افزون بر قوّت متن و محتواى « زيارت جامعه » ، قرائن ديگرى نيز اعتبار آن را تأييد مىكنند . از آن جمله‌اند : آمدن اين زيارت‌نامه در كتاب من لا يحضره الفقيه « 2 » - كه مؤلّف آن ، شيخ المحدّثين صدوق ، در مقدّمه ، تصريح كرده كه تنها رواياتى را در اين كتاب مىآورد كه آنها را صحيح مىداند و طبق آنها ، فتوا مىدهد - « 3 » و نيز نقل اين زيارت‌نامه توسّط شيخ طوسى در تهذيب الأحكام . « 4 » همچنين مكاشفهء ملّا محمّدتقى مجلسى « 5 » و

--> ( 1 ) . شرح زيارت جامعه كبيره ، ص 263 . ( 2 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 609 ، ح 3213 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 1 مقدّمه . ( 4 ) . تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 95 ، ح 1 . ( 5 ) . براى نمونه ملامحمد تقى مجلسى ( م 1070 ق ) ، در بارهء يكى از مكاشفات خويش نگاشت : سندِ اين شكسته در اين زيارت ، چنين است كه بيست و هشت سال قبل از اين ( حدود سال 1038 ه ) به شرف زيارت حضرت اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - مشرّف شدم و به خاطر فاتر رسيد كه في الجمله ربطى پيدا كنم تا زيارتى با ربط به آن حضرت بتوانم كرد . مشغول رياضت شاقّه شدم و اكثر ايّام در « مقام حضرت صاحب الأمر » - صلوات اللَّه عليه - كه در خارج نجف اشرف واقع است ، مىبودم و بعد از ده روز تقريباً كشفِ حجب شد و محبّتى مركّب از محبّت حق سبحانه و تعالى و محبّت آن حضرت - صلوات اللَّه عليه - برايم حاصل شد و شب‌ها پروانه‌وار ، دور روضهء مقدسهء حضرت اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - مىگشتم و گاهى در رواق عمران ، و روزها در مقامِ صاحب الأمر مىبودم تا به مرتبه‌اى كه مىيافتم اگر دو سه روز ديگر آن جا مىماندم ، و اصل مىشدم و با خود ، قرار كرده بودم كه اگر بمانم ، در زمستان در نجف اشرف باشم . و مكاشفات بسيارى رو داده بود تا آن كه شبى در رواق عمران نشسته بودم . سنه‌اى ( چُرتى ) مرا گرفت و ديدم گويا در سامرّا بر درِ روضهء مقدسهء امام هادى و امام عسكرى عليهما السلام هستم و قبر آن دو بزرگوار ، در نهايت ارتفاع و طول و عرض بود و روپوشى از مخمل سبز بر صندوق قبر بود و حضرت صاحب الامر - صلوات اللَّه عليه - پشت بر صندوق داده ، رو به درگاه بودند . همين كه نگاهم به حضرت افتاد ، شروع كردم به خواندن اين زيارت جامعه كه در حفظ داشتم . غرضم زيارت بود ، با مدّاحى حضرات . چون زيارت تمام شد ، حضرت فرمودند : « نعمت الزيارة » ؛ يعنى : « خوب زيارتى است » . عرض نمودم - / و اشاره به قبر [ حضرت هادى ] كردم - كه زيارتِ جدّ شما [ حضرت امام هادى عليه السلام ] است . حضرت ، تقرير فرمودند و فرمودند : « داخل [ حرم ] شو . . . » و اين بنده شك ندارم در آن كه اين زيارت ، از آن حضرت ( يعنى امام هادى عليه السلام ) است ( شرح زيارت جامعهء كبيره ، ص 33 - 36 ) .